(24)
نقطه ، دور و نگاه ، بی حاصل
بی نهایت تسلسل باطل
از رصد کردن تو عاجز ماند
چشم های تلسکوپ هابل
گیر کار من و تو دایره بود
ماه و خورشید و چرخش باطل
آسمان را فرشته ها بردند
سهم من شد زمین ناقابل
سر هر چیز جنگمان می شد
آدمیزاده است و عقده ی دل
کاش مثل تو من خدا بودم
گم شده در نوشته های هگل
نوشته شده در تاريخ توسط نادر جابری
