كلمات تو
بوي بنزين مي دهند
كافي ست ذهن كسي كبريت بكشد
ديده ام
دستان ام منقلي شده
كه از خاكستر تو آكنده است
خوابي كه هرشب باد بر چشمان ام مي پاشد