تبليغاتX
طنین دل
طنین دل
شعر
 

( ۱۳ )

نگار جان ! چه كنم روزگار اينگونه ست

سكوت مي كنم و انتظار اينگونه ست

رسيد فصل بهار و ترانه اي نشكفت

عجيب نيست ؟ چرا اين بهار اينگونه ست

به هر كسي كه درخشيد صبح شك كردند

به جان ماه ! كه ديري ست كار اينگونه ست

اجازه ي نفس  بيشتر نمي دادند

چه بي طناب كه كشتند، دار اينگونه ست

و آسمان و زمين را به نام خود كردند

در اين زمانه يقين انحصار اينگونه ست

هنوز ملتهب ام در برابر خورشيد

كويرم و عطش ماندگار اينگونه ست

چه دام ها كه تنيدند در مسير قلم

نمي توان ننويسي ، شكار اينگونه ست


نوشته شده در تاريخ توسط نادر جابری
Blog Skin