تبليغاتX
طنین دل
طنین دل
شعر

 

( ۷ )

 

نبسته ای یکی از دکمه های پیرهنت

اگر هنوز دلم مانده لای پیرهنت

 

هزار ماه و ستاره که در بغل دارم

شبانه سر زده از هر کجای پیرهنت

 

تو چون بهاری و از دوردست می آید

همیشه بوی خوش از لابه لای پیرهنت

 

در آن اتاق که بودی ، به رخت آویزم

هنوز خالی خالی ست جای پیرهنت

 

برادران حسودت دروغ می گفتند

بیا و شرح بده  ماجرای پیرهنت

 

خریده ام نخی از نور و دکمه ای از ماه

که یک ستاره بدوزی برای پیرهنت

 

بهار شد که شبیه شکوفه  باز کنی

یکی یکی همه ی دکمه های پیرهنت

 

 


نوشته شده در تاريخ توسط نادر جابری
Blog Skin