طنین دل
شعر  
قالب وبلاگ
لینک دوستان
(70)

زمانه خون دل ما خون تمام دنیا خون

گلوی سرخ تو فریاد می زند یا خون

به سربریدن خورشید و ماه مشغولند

زبان جاری این چشمه هاست تنها خون

میان خوب و بد اما ستیز همواره ست

و حکم می کند امروز خون و فردا خون

به غیر خون چه بگویم به شعر وقتی که

گرفته حنجره و بغض و چشم من را خون

هنوز هم که هنوز است ذبح می شوی و

به نینوای تو جاری ست روی شن ها خون


برچسب‌ها: کربلا, نینوا, ذبح, گلوی سرخ
[ ] [ 12:5 ] [ نادر جابری ]

(69)

ای آسمان ! بیفت ، زمین ! لحظه ای بایست

از دست رفته ماه من و در مدار نیست

شعری که بیت بیت در این خاک دفن شد

شاعر در این میانه فقط لال می گریست

مثل زباله از دل من منتشر شدند

ابلیس های کوچک غم در محیط زیست

می کاوی ام دوباره و زل می زنی به من

منظور چشم های تو از این نگاه چیست

حالا کسی که حوصله دارد کمین کند

در انتظار لحظه ی سرخ شکار کیست

ترجیح می دهم که بمیرم برای تو

یعنی شهادتی که در آن جاودانگی ست

[ ] [ 15:12 ] [ نادر جابری ]

 (68)

خورشید سینه می درد و ماه چارقد

پشت من ایستاده غم تو تمام قد

راهی بجز شکستن دل ها نمانده است

این شیشه های نازک مخلوط خوب و بد

می خواست صادقانه بگوید که عاشق است

نشنیده صبح گوش تو خود را به خواب زد

سنگین تر ازهمیشه گذشت از کنار عشق

زد این چنین به سینه ی سرد تو دست رد

حالا بمیر تا که زمین زندگی شود

این جا برای درد بهشت است تا ابد

.................................

شعری از من در سایت شعرانه

[ ] [ 9:17 ] [ نادر جابری ]
شعری از من در سایت شعرانه:

آدرس: http://sherane.com/users/blogger/listings/n-jaberi.html

...............................................................................

و اما نمایشگاه کتاب امسال با دوست عزیز م مهدی آخرتی

آدرس : نمایشگاه بین المللی کتاب تهران _ سالن شبستان _ راهرو 9 _ غرفه 3

[ ] [ 12:36 ] [ نادر جابری ]

( 67 )

من و چشمت که مست است و پراز بیماری تازه

چه باید کرد با تو ای همه دشواری تازه

اگرچه پرسش تکراری ام پاسخ نمی خواهد

ولی بد نیست گاهی بشنوم یک آری تازه

دوباره رفته در خوابی زمستانی ، در ختی که

به سر می برد با کابوس یک بیداری تازه

به قصد غارت و خون ریختن یورش نیاورده

به دنبال خط و خال است این تاتاری تازه

برایت بیت های باشکوهی را بنا کردم

که در من بود یک دنیا تب معماری تازه


........................................................


شعری از من در سایت شعر نو


برچسب‌ها: ناچاری تازه, بیماری تازه
[ ] [ 9:55 ] [ نادر جابری ]

(66)

 

گریه را کسی نمی‌فهمد این زبان بی‌مترجم را
قطره قطره می‌زند اما با تو حرف‌های لازم را

ذوب می‌شود در این کوره ذره‌ ذره آهن قلبم
عشق بخشی از وجود ماست می‌کند رئوف ظالم را

ساعتی خدا شدی اما سال‌ها عبادتت کردم
تا کسی نگیرد از طبعم شعر – مستی مداوم را-

رنج رفتن تو را عمری بی‌صدا ورق زدم شب‌ها
میهمان کلبه‌ام کردی بادهای ناملایم را

روزگار درس‌هایش را گاه با کتک به من آموخت
توی دل مراقبت کردم چوب‌های این معلم را

سینه‌ی زمین به جوش آمد زخم‌های باغ تاریخی‌ست
درد بخشی از وجود ماست می‌کشد به زیر حاکم را


برچسب‌ها: زبان بی مترجم, زخم های باغ, چوب معلم, مستی مداوم
[ ] [ 11:27 ] [ نادر جابری ]


( 65 )

 

نه زنگی نه پیامی / نه یه سلام ساده

گوشی ام خیلی وقته / یه گوشه ای افتاده

اون اولین پیامکت/ زمزمه ی شبام شده

عطر خوش خاطره هات/ صب قاطی هوام شده

چه جوری میشه که من / دل بکنم از همه چیز

بهارو از یاد ببرم / برم سراغ پاییز

نمیشه ، حتا اگه / سرم به سنگ بخوره

اینقده صبر می کنم/ که گوشیم زنگ بخوره

من هنوز با تو رفیق ! / حالا حالا کار دارم

حرفای بنجول زیاد / تو دل تلنبار دارم

کاش بشه بهار بیاد/ دل من تازه بشه

شادی ِ توی چشام / باز بی اندازه بشه

تو گوشه ی تنهاییام / سراغی از دلم بگیر

چه چیز من اشکال داره/ کجای کارم داره گیر

از تو دس نمی کشم/ اینو دنیا بدونه

عاشق غرق شدنم / بذار که دریا بدونه

دوس دارم بار دیگه / تو دل هم بجوشیم

وقت و بی وقت بپیچه / طنین زنگ گوشیم

 


برچسب‌ها: ترانه گوشی, اولین پیامک, حرفای بنجل
[ ] [ 15:24 ] [ نادر جابری ]

( 64 )

لعنت به من به دانه ی تلخی که کاشتم

لعنت به آرزوی بزرگی که داشتم

لعنت به ان همه نفس بند آمده

ای نای کهنه ! کاش تو را هم نداشتم

نشناختی دوباره خودت را اگر چه صبح

آیینه ای مقابل چشمت گذاشتم

لعنت به  انتخاب همین دو سه قافیه

چیز بدی برای همیشه نگاشتم

آژیر می کشید مخم نیمه های شب

تاوان حال و روز خوشی که نداشتم

...........................................

( 63 )

چرا سکوت چرا احتیاط بیش از حد

همیشه های شما دست کدخدایی بد

چه آستین پراز مار و دست رونشده

نمی توان به کسی حرفی از رفاقت زد

چقدر ابر که جان بر سر جوانه گذاشت

هنوز هم نکشیده ست عقل مزرعه قد

به زیر چرخ زمان ماند سینه ای عقده

گذاشت روی دلم جاده از خودش یک رد

اگر گناه از این چشم های سر به هواست

به نام هر چه که ... جاری کنید بر من حد


برچسب‌ها: نای کهنه, سکوت, چرخ زمان
[ ] [ 1:39 ] [ نادر جابری ]
( ۶۲ )

دیدم وسایل سفرش توی ساک بود

سرتاسر شبم تپش و تیک و تاک بود

بیداری و خرو پف یک زن که نیست ، عشق

مشغول  گوش دادن این یک تراک بود

رنگ پریده ی شبح و پرده ی اتاق

چیزی برای خوردن خونم هلاک بود

افعی تر از همیشه شد و باز ریشه زد

نه روی شانه های کسی که ضحاک بود

بلکه قلاب شد به بلندای یک خیال

پاره نمود حنجره ای را که پاک بود

در من هزار فکر مخرب خطور کرد

مابین آن مباحثه ها اصطکاک بود

سایه کنار رفت و کلاغ خیال من

در ذهن سبز مزرعه یک مشت خاک بود


برچسب‌ها: شبح, تراک, ضحاک, حنجره
[ ] [ 22:16 ] [ نادر جابری ]
(61)

بیماری و غم و تب و توفان ، از این هواست

چایی بریز خستگی ام مال قرن هاست

بگذار با تو گرم بگیرم تمام شب

تنهایی ام هنوز به اندازه ی خداست

می خواهم از زمین بروم، عشق لعنتی !

-ای شهر خسته !- راه من از راه تو جداست

چیزی نصیب  قلب من از زندگی نشد

آن چشم های عاشق و ایرانی ات کجاست

این آسمان خاکی و تعطیل را ببین

فریاد کن که منتظر آخرین صداست

.............................................................................


آلبوم ترانه ی لُری« تلمیت» که توسط شرکت آوای باربد تولید شده ، روانه ی بازار موسیقی شد

خواننده : مهندس رحیم منصوری

آهنگساز : استاد کریم منصوری

تنظیم کننده : ابراهیم جوان

نوازندگان: احسان عبدی ، حسن سالم ، کریم منصوری ، ابراهیم جوان ، حمید رضا خجندی، فرشید توکلی، همایون جوان

اشعار آلبوم:

میرنوروز، سالم  پوراحمد

آدرس مراکز پخش آلبوم موسیقی تلمیت در استان ایلام:

ایلام : چهارراه سعدی، نرسیده به پاساژملت، کوچه بن بست اسلامی، ساختمان مهر، طبقه سوم، آموزشگاه گوهرقلم، استاد شمس الدین مرادی 

خیابان رسالت، کتابفروشی اندیشه، آقای یونسی دهلران :

دره شهر : خیابان جمهوری، جنب اداره پست، کتابفروشی دانش، آقای لطفی 

آبدانان :میدان بسیج، فروشگاه سیب، نمایندگی ایرانسل، آقای سلیمان

دوستانی که در تهران هستند جهت تهیه ی آلبوم می توانند به خود شرکت آوای باربد یا نمایشگاه دوسالانه آثار موسیقی

 در خانه ی هنرمندان تهران- غرفه آوای باربد مراجعه نمایند.


برچسب‌ها: تب و توفان, آخرین صدا, خستگی قرن
[ ] [ 23:22 ] [ نادر جابری ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

هیچ اگر سایه پذیرد
من همان سایه ی هیچم
موضوعات وب
امکانات وب

پیچک